صفحه اصلي

ايميل ما

لينك آر اس اس

طراح قالب

 
  کاربر مهمان، خوش آمديد!

منوي اصلي
لينکهاي سريع
 

خبرنامه

نام    :
ايميل:  

اضافه حذف       

 
 

تقویم روز

 

لينک دوستان
 

لوگوی دوستان

 

آمار بازديد

بازديد هاي امروز : 1
بازديد هاي ديروز : 1
بازديد هاي اين ماه : 25
كل مطالب : 30
كل بازديد ها : 1384
ايجاد صفحه : 0.40625 ثانيه


تبليغات





مقدمه

 

 

ما از شما دعوت می کنیم تا بخشی از موفقیت دنیا باشید

 

************************************************

  

وبلاگی که در پیش رو می بینید در زمینه معرفی نوعی کسب و کار نوین و کار آمد فعالیت می نماید، امیدواریم که مطالب ارائه شده باعث خوشنودی و تغییر در مسیر زندگی افرادی باشد که قصد دارند از زندگی لذت ببرند

 

این وبلاگ فقط جهت معرفی می باشد و هیچ قصدی از نظر تخریب و یا بی حرمتی به مشاغل را ندارد

 

از افرادی که علاقه دارند در زندگی خود تغییراتی دهند و به آرامش و استقلال مالی برسند، خواهشمند است تمامی مطالب را با دقت بخوانند و عجولانه تصمیم نگیرند.

 

خواهشمند است فصل های این دانشکده را به ترتیب بخوانید و سپس تصمیم بگیرید. این دانشکده از دوازده فصل و بخشهای گلچین مطالب و معرفی کمپانی برتر تشکیل شده است.

  

کلیه مطالب این وبلاگ مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران و برگرفته از کتابهای نویسنده مشهور، رابرت کیوساکی می باشد

 

 با تشکر             

رضا غنی پور          

نوشته شده توسط رضا غني پور در دوشنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه

نظرات 20

فصل اول ( 10 روش پولدار شدن )

 

 

فصل اول

 

لطفا مطالب را با دقت بخوانید و عجولانه تصمیم نگیرید

 

 

 

 

 

ما از شما دعوت می کنیم تا بخشی از موفقیت دنیا باشید

 

 

 

 

 

سلام دوستان

 

10 روش پولدارشدن را به شما می گوئیم، سپس شما کلاه خود را قاضی کنید و بگوئید کدام یک از این روش ها را انتخاب و یا تائید می کنید

 

 

 

خیلی از آدم ها، آموزش مالی واقعاً به درد بخوری ندیده اند. برای همین، به جای اینکه کسب و کاری برای خودشان راه بیاندازند، دنبال هر روشی را که تبلیغ بشود و جذابیت داشته باشد می گیرند، به این امید که یه پول قلمبه به جیب بزنند !

 

 

اگر می خواهید پولدار شوید، بگردید و راهی را پیدا کنید که بیشترین تناسب را با توانای هایتان داشته باشد

 

 

در روش هایی  که اینجا برایتان آورده ایم، بگردید و ببینید که کدام یک با توانایی های شما بیشتر تناسب دارد

 

 

انتخاب با شماست

 

با تشکر ، مدیریت وبلاگ دانشکده کسب و کار

 

 

 

 

 

1-   می توانید با یک آدم پولدار ازدواج کنید :

 

این کار، روشی کاملا معمول برای پولدار شدن است ! «خودتون بهتر می دونید که چه تیپ آدمایی ، حاظرن به خاطر پول با یکی دیگه ازدواج کنن..!»

 

2-   می توانید کلاهبرداری کنید :

 

« مشکل کلاهبرداری، اینه که دور و بری هات هم ، همشون کلاهبردارن ! کار و کاسبی هم که رو اعتماد دوطرف می چرخه. حالا تو چطور می تونی به رفیقای شیاد و حقه بازت اعتماد کنی ؟! خدا می دونه ... . اگه خدایی نکرده تو دنیای کلاهبرداری خطایی ازت سربزنه یا میری زندان یا رفیقای شیادت به شیوه خودشون از خجالتت درمیان !!! »

 

3-  می توانید خساست به خرج دهید :

 

« پولدار شدن از راه خسیس بازی هم یه روش معموله. این جور آدما به جای اینکه بیشتر به فکر افزایش درآمد خودشون باشن، به فکر اینن که تا می تونن کمتر خرج کنن. برای همین، همیشه وضع زندگیشون خراب تر از اونیه که وسعشون می رسه ! آخرش هم تو فلاکت می میرن ! » همه ما در مورد اینجور آدما داستان های زیادی شنیدیم : آدم هایی که از یک ریال هم نگذشته اند و برای خرید چیزها به ارزان ترین قیمت ممکن، خودشون رو به زحمت می نداختند تا بتوانند پول بیشتری جمع کنند ! ... به نظر من زندگی کردن به این روش واقعا احمقانه است ...

 

4-  می توانید با سخت کار کردن پولدار شوید :

 

مشکل آنجاست که افرادی که با سخت کار کردن پول درمی آورند، دیگر وقتی برای لذت بردن از پول و ثروت در اختیار ندارند . در واقع ، تنها چیزی که یاد گرفته اند، سخت کار کردن است و اصلا یادشان رفته که چطور می شود از زندگی لذت برد.

« این نوع درآمدا بیشترین سطح مالیاتی رو داره و این قبیل آدما هرچه بیشتر جون می کنن، مجبورن مالیات بیشتری هم بدن.» پس سخت کار کردن برای درآمد، اصلا عاقلانه نیست.

 

در این وبلاگ شما یاد می گیرید که برای درآمدی ، سخت کار و تلاش کنید که هر چه بیشتر دربیارید ، مالیاتش کمتر می شود ...

 

5-  هوش، استعداد،جذابیت یا یک مشخصه ذاتی و خدادادی فوق العاده می تواند شما را پولدار کند:

 

تایگر وودز (Tiger Woods)، استعداد عجیبی در بازی گلف دارد و سال ها در این زمینه تمرین کرده است. اما به یاد داشته باشید که با استعداد یا با هوش بودن هیچ تضمینی برای پولدار شدن نیست. « دنیا پره از آدمای با استعداد که نتونستن پولدار بشن ! مثلا" یه نگاه به هالیوود بندازید ! چقدر هنرپیشه خوشگل و خوش تیپ می بینی که کمتر از آدمای معمولی پول درمیارن »

 

 

6-  می توانید امیدوار باشید که با خوش شانسی پولدار شوید! :

 

دنبال شانس رفتن هم، یکی از روشهای مرسوم برای ثروتمند شدن است. همان طور که می دانید ملیون ها نفر، میلیاردها دلار پول را در قمارخانه ها،مسابقات سرعت،کازینو و مسابقات ورزشی، شرط بندی می کنند و همگی به این امید هستند که قرعه فال به آنها بیفتند و پولدار شوند « اما یه چیزی بگما، به ازای هر 1 نفر خوش شانس ، میلیون ها نفر آدم بدشانس هم هست ! اصلا برنده هم بشن ( پولدار بشن از این راه)  دوباره پنج سال دیگه تو همین قمارخونه ها پولشون رو به باد می دن و به مفلسی میافتن ! »

 

7-  می توانید با به ارث بردن پولی کلانی، ثروتمند شوید :

 

در بیست سالگی می توانید حدس بزنید که احیاناً چیزی از این راه ، گیرتان خواهد آمد یا خیر ! « اگه قرار نیست ارثی ببرین، معلومه که باید دنبال راه دیگه ای باشین !»

 

8-  می توانید از طریق سرمایه گذاری ثروتمند شوید :

 

عمده ترین ایرادی که به این روش می گیرند این است که سرمایه گذاری، پول می خواهد . در واقع اشکال اصلی سرمایه گذاری، جای دیگری است و به ریسک بالای آن مربوط می شود « هممون می دونیم بازار سهام چه وضعی داره ، امروز براتون پول میاره ، فردا هم جیبتونو خالی می کنه ! کسب ثروت از این راه نیاز به سرمایه ، زمان و آموزش مناسب دارد

 

در این وبلاگ شما یاد می گیرید، چطور بدون نیاز به سرمایه و بدون ریسک مالی و با کمترین زمان یک سرمایه دار شوید !

 

9-    می توانید از طرق ایجاد یک کسب و کار، پولدار شوید :

 

 بیشتر ثروتمندان از این راه پولار شده اند . بیل گیتس، مایکروسافت رو بنا نهاد؛ مایکل دل، شرکت رایانه ای دل را در اتاق دانشجویی اش راه انداخت. « اما یادتون باشه راه انداختن یه کسب و کار از صفر، یکی از پر مخاطره ترین روش ها پولدار شدنه و هیچ تضمینی برای سوددهی وجود نداره » شما باید پول های کلانی را برای این کار پرداخت کنید و برای گرفتن نمایندگی هم دردسر های زیادی باید بکشید .« ببینین اکثراً، نمایندگی ها با این که خودشون دارن ضرر می دن و لی مجبورن به دفتر مرکزی یا صاحب امتیاز، پول بدن !

 

قبل از اینکه به سراغ روش شماره 10 بریم می خواستم یه تمایز قائل بشم :

 

تفاوت میان صاحبان کسب و کار بزرگ و صاحبان کسب و کار کوچک :

تفاوت میان این دو دسته این است که گروه اول، دست به ساختن شبکه می زنند و از این راه پول زیادی به دست می آورند . « تفاوت بین صاحب یه رستوران تو گوشه و کنار شهر و ری کروک، (موًسس مک دونالد) در اینه که مک دونالد، شبکه ای از رستوران های همبرگر فروشیي که تو شهر ها و کشور های مختلف نمایندگی داره، خوب صد در صد درآمدش چندین برابر یک رستوان دار کوچیکه ! » یک بار دیگر بر روی مفهوم شبکه تاکید می کنم . تفاوت میان دو گروه بالا به بزرگی شبکه شان برمی گرد. در حالی که بسیاری از افراد، تنها کاسب های خرده پا می مانند، تعداد کمی هم هستند که شبکه تجاری می سازند. به بیان ساده، ایجاد شبکه کسب و کار روشی است که اغلب پولدارهای جهان، به کمک آن پولدار شده اند.

 

* دهمین روش پولدار شدن *


10-     می توانید یک کسب و کار بازاریابی شبکه ای ایجاد کنید :

 

 بازاریابی شبکه ای، یک روش بسیار نوین و انقلابی برای کسب ثروت است به این دلیل که ذاتاٌ با دیگر روش های کسب ثروت، تفاوت دارد. اگر یک بار دیگر 9 روش قبلی را مرور کنید، به این نتیجه می رسیدکه تاکید همه این روش ها بر کسب ثروت به صورت فردی است و به همین دلیل، در تمامشان یک نوع خودخواهی وجود دارد. مثلا فردی را در نظر بگیرید که می خواهد از راه خساست پولدار شود، عملکرد او در نهایت به ثروتمند شدن خودش منجر خواهد شد! یا کسی هم که برای پول، ازدواج می کند تمام فکر و ذکرش پولدار شدن خودش است . گرفتن نمایندگی  (کسب و کار بزرگ) ، وقتی اعطای نمایندگی رواج یافت افراد بیشتری این امکان رو پیدا کردند که مالک کسب و کار گردند و ثروتمند شوند. ولی همه می دانیم که بیشتر نمایندگی ها به کسانی اعطا می شود که پول و سرمایه بیشتری دارند. مثلا در حال حاظر برای گرفتن نمایندگی مک دونالد بیش از یک میلیون دلار پول می خواهد.

 

البته من اصلا با این روش ها مخالف نیستم و به هیچ وجه فکر نمی کنم که کسانی که از این راه پولدار شده اند انسان های کلاهبرداری هستند . تمام حرف من این است که در اکثر این موارد در نهایت، یک نفر ثروتمند می شود و افراد زیادی نمی توانند از خلال این روش ها پولدار شوند و مشکل اساسی برخی از این روش ها هم این است که فرد احتیاج به سرمایه زیاد و زمان طولانی دارد تا به ثروت برسد

 

 

 

بازاریابی شبکه ای یک روش جدید و انقلابی برای کسب ثروت است

 

من این روش را از بقیه جدا کردم چرا که :

این روش با روش های قبلی واقعا تفاوت دارد. بازاریابی شبکه ای روش بسیار جدیدی برای تقسیم ثروت میان همه کسانی است که واقعا می خواهند ثروتمند شوند و برای همگان این امکان را فراه می آورد که در کسب ثروت سهیم شوند. به مظر من یک روش کاملا مردمی برای ایجاد ثروت است و هر کسی که علاقه داشته باشد می تواند وارد این سیستم شود.

 

 برای این سیستم اهمیت ندارد که شما در کدام دانشگاه درس خوانده اید، یا اصلا مدرکی دارید یا نه، درآمدتان چقدر است یا اصلا سرمایه دارید یا ندارید، مرد هستید یا زن، سیاه یا سفید، قیافه تان چه شکلی است، والدین شما چه کاره اند و ... .

 

 این روش فقط به علاقه و اشتیاق شما اهمیت می دهد، که چقدر مشتاق یادگیری، تغییر و رشد هستید و آیا استقامت و جسارت لازم برای تبدیل شدن به یک مالک کسب و کار و یک سرمایه دار را دارید ؟

 

 

امروزه روش های زیادی برای ثروتمند شدن وجود دارد . بهترین روش برای پولدار شدن، پیدا نمودن راهی است که با خواسته های شما تناسب دارد.من معتقدم که این نظام کسب و کار (بازاریابی شبکه ای) برایتان مناسب است. به همین دلیل است که ما اسن این وبلاگ را گذاشته ایم : دانشکده کسب و کار ، برای آنان که دوست دارند به دیگران کمک کنند . اگر کمک کردن به دیگران، برایتان کار راحتی نیست، حداقل 9 روش دیگر برای انتخاب شما، دراین وبلاگ وجود دارد.

 

 

 

افق فکری محدود من ! :

 

شش – هفت ماه پیش منو به یه جلسه دعوت کردن که در منزل یکی از دوستان برگزار می شد، به من گفتن که در مورد یک کسب و کار خوب جلسه داریم، در منزل یکی از مشاوران (اعضاء) شرکته ، تو هم بیا، پیش خودم گفتم که اگه یه کار دست و حسابیه،پس چرا تو خونه برگزار کردن ؟ مگه دفتر دستک ندارن ؟!

ولی با همه این حرفها از سر کنجکاوی، رفتم به قول معروف هم فال بود و هم تماشا !

 

اون جلسه، شروع آشنایی من با دنیای بازاریابی شبکه ای بود

 

جلسه معرفی ، 1 ساعت طول کشید و من با صبر و حوصله، به توضیحات گوش کردم. حرف های زیادی زده شد(مثل حرفایی که در روش شماره 10 گفته بودم) با اکثر این صحبتها موافق بودم ولی در مورد اینکه به جای یک نفر میشه خیلی های دیگه هم پولدار بشن، زیاد سردر نمیاوردم، راستش من تو کار خودم موفق بودم و فکر می کردم کسب و کار هر کس از عهده ثروتمند کردن دیگران برنمیاد به هر حال با عقل من جور در نمیاد !

خلاصه آخر کار، دوستم گفت : « خب ! نظرت چیه، چطور بود ؟» گفتم :« جالب بود ولی من نیستم ! » وقتی خواست که بیشتر توضیح بدم، گفتم : « من تازه دارم تو کار خودم راه می افتم، اصلا چرا باید بیام به دیگران کمک کنم ؟ »

 

بعد گفت : « تازه بیشتر این شرکت های بازاریابی شبکه ای، هرمی هستن و کلی پول ازت می گیرن و دولت اونا رو ممنوع کرده ؛ بابا این شرکتی که ما میگیم کارش قانونیه و دولت هم قبولش کرده و از تو سرمایه یا پولی بابت شروع کارت نمی خواد»  ...

 

 قبل از اونکه بتونه چیز دیگه ای بگه، سوار ماشین شدم و از اونجا رفتم ... !

یکی – دو ماه بعد یکی از دوستانم رو دیدم، اون دوستم اسم رضا بود خیلی اوضاع مالیش خوب بود و به قول معروف دستش به دهنش می رسید و تا به حال نشده بود که ازش بپرسم این درآمد بالایی که داری از کجاست و چطور بهش رسیدی ؟

اون گفت : « من تو کار بازاریابی شبکه ای ام، تو می خوای با هم همکاری کنیم ؟ »

من بهش خیلی اعتماد داشتم و می دونستم کاری رو بدون دلیل انجام نمیده

ازش پرسیدم : « چرا ؟ تو که وضع مالیت خوبه ! »

گفت : « من عاشق کارهای گروهی ام ، دوست دارم یک گروه تشکیل بدیم و موفقیت گروهی داشته باشیم ، چون اگه تنهایی و به صورت فردی می خواستم کار کنم، تا عمر داشتم باید جون می کندم و سگ دو می زدم ولی باز هم به این استقلال مالی نمی رسیدم ! من با این کار فعالیت جسمی خودم رو کم کردم و با ذهن و فکرم در زمان کوتاه به درآمد بالا رسیدم در حالی که تمام افراد گروهمان هم به این استقلال مالی رسیدن »

 

افق های ذهنی نوین

 

از اون روز به بعد ذهنیت من نسبت به این نوع فعالیت تغییر کرد ...

وقت هایی که خالی داشتم رو اختصاص دادم به مطالعه و تحقیق روی بازاریابی شبکه ای .

هر بار که کسی، به جلسه ای دعوتم می کرد ، برای شنیدن حرف هایشان هم که شده می رفتم و در جلسه شرکت می کردم ، فعلا هدفم کسب درآمد از این راه نبود ، سعی داشتم با نقاط مثبت و منفی هر شرکتی که با این روش فعالیت می کنه از نزدیک آشنا بشم .

 

بعد از برسی چند شرکت، متوجه نقاط ضعفی شدم که هر کسی در برخورد اول آنها را می بیند. برای مثال، نخاله هایی هستند که با هدف تبلیغ کالاهای خود و قالب کردن آنها به دیگران وارد این کار شده اند، البته این هم حقیقت دارد که یک عده آدم خیالباف، کلاهبردار یا شکست خورده جذب این کسب و کار می شوند

 

متاسفانه ویا خوشبختانه درش تقریبا به روی همه باز است !

 

 

سیاست کسب و کار بازاریابی شبکه ای، سیاست درهای باز است

 

 

 

پس از پشت سر گذاشتن تعداد زیادی از مقلد ها و کلاهبردارها و خیالباف ها، سرانجام توانستم برخی از راهبران را ببینم.آنها باهوش ترین،مهربانترین و حرفه ای ترین انسان هایی بودند که در هیچ یک از شرکت هایی که قبلا رفته بودم ندیده بودم، ملاقات با آنها باعث شد درک تازه و عمیقی نسبت به این صنعت پیدا کنم. حالا می توانستم چیزهایی را ببینم که قبلا قادر به دیدنشان نبودم و خوب و بد این کار را به خوبی درک کنم. این افراد از اعضاء شرکت ( ... ) بودند.

 

در فصل های بعدی به این شرکت و نحوه فعالیت آن می پردازیم ...

 

نوشته شده توسط رضا غني پور در دوشنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه

(نظر بدهید.)

فصل دوم

 

 

فصل دوم

 

 

 

انواع مختلف کسب و کار بازاریابی شبکه ای ، که می توانید از میان آنها انتخاب کنید

 

در هنگام مطالعه و تحقبق درباره شرکت های بازاریابی شبکه ای، تنوع محصولات و خدماتی که این قبیل شرکت ها ارائه می کردند، برایم بسیار حیرت انگیز بود.

 

به طور کلی می توان محصولات و خدمات عرضه شده توسط این قبیل شرکت ها را به صورت زیر، گروه بندی کرد :

 

 

 

1-  خدمات املاک

2-  خدمات حقوقی

3-  خدمات مالیاتی

4-  خدمات مخابراتی

5-  لوازم آرایشی- بهداشتی

6-  اسباب بازی های آموزشی

7-  جواهرات و سنگ های قیمتی

8-  مواد دارویی، ویتامین ها و دیگر تقویت کننده ها

9-  فروش اینترنتی محصولات مختلف همراه تخفیفات خوب

10- خدمات مالی / بیمه / صندوق های سرمایه گذاری مشترک / کارت اعتباری و...

 

 

 

البته این لیست در حال بزرگتر شدن است و حداقل ماهی یک بار، خبری درباره یک شرکت بازاریابی شبکه ای جدید در دنیا به گوش می رسد که کالایی جدید و یا طرح درآمدزایی نوینی را ارائه کرده است.

 

 

 

اصل مطلب برنامه آموزشی است

 

برای پول و یا محصولات وارد این صنعت نشوید، دلیل اصلی حمایت من از این صنعت، در برنامه آموزشی آن نهفته است.

از شما می خواهم که زرق و برق پول و یا کالای عرضه شده، چشمان شما را نگیرد و در عوض، وقت تان را برای کشف این موضوع صرف کنید که آیا شرکت، واقعا به دنبال آموزش شما هست یا خیر.

بسیاری از شرکت ها ادعا می کنند که برنامه آموزشی فوق العاده ای دارند، در حالی که اصلا این چنین نیست و بعضی از این ادعا ها در حد حرف، باقی می ماند

 

 

 

 

 

به دنبال شرکت مناسبی بگردید، زیرا برخی از شرکت های بازاریابی شبکه ای، برنامه های آموزشی واقعاً ارزشمندی دارند که در هیچ جای دیگر یافت نمی شود

 

 

 

وقتی در مورد « آموزش های تجاری تغییر دهنده روش زندگی » صحبت می کنم، منظورم آموزشهایی آن چنان قدرتمند است که باعث نوعی دگردیسی در فرد شود. به همین دلیل، پیشنهاد من این است که هنگام برسی برنامه آموزشی هر شرکت ببینید که آیا قدرت کافی برای ایجاد تغییر در زندگی تان را دارد یا خیرو اگر جواب، مثبت بود آن را انتخاب کنید.

 

در فصل های بعدی با جزئیات این آموزش ها آشنا می شوید ...

 

نوشته شده توسط رضا غني پور در دوشنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه

(نظر بدهید.)

فصل سوم

 

 

فصل سوم

 

 

 

« آموزش تجاریٍ دگرگون کننده زندگی »

 

 

اکثر افراد برای این به دانشگاه ها می روند که کارآفرینی یاد بگیرند و گرنه کارمند شدن که کاری ندارد !

 

جالب اینجاست که بیشتر استادان ما، روحشان هم خبر ندارد که چگونه می توان کسب و کاری را از صفر بنا کرد. بیشترشان به هیچ وجه خوصوصیات یک فرد کارآفرین را ندارند. اغلب کارمند صفت هستند !

اکثریت آنها نمی توانند راهی برای پول درآوردن در بازار بیابند و به همین دلیل اگر حقوق آخرماهشان را ندهید به احتمال زیاد از گرسنگی می میرند !

راستش را بخواهید تمامی آنها، تئوری های پیچیده کسب و کار را از بر بودند اما تعداد کمی واقعاً عٌرضه داشتند که در چنین فضایی پول دربیاورند.

 

همانطور که گفتم اغلب آنها (کارمندان) بدون حقوق ماهیانه اصلاً دوام نمی آورند

 

دانشکده کسب و کار به جای تئوری هایی که به تشریح چگونگی پیشبرد اقتصاد و کسب و کار بپردازد، دقیقاً بر آموزش مهارت هایی که به شما کمک می کند پولدارتر شوید، متمرکز است .

 

« مهارت ها عامل پولدار شدن شما هستند نه تئوری ها »

 

منظورم را اشتباه نگیرید ... ! اکثر درس هایی که در دانشگاه ها می آموزند، واقعاً مفید هستند. اما مسئله اینجا بود که این درس ها مهارت های عملیی را که برای کارآفرینی نیاز دارید، به شما منتقل نمی کنند و در عوض یاد میدهند که چطور کارمند خوبی شوید !

 

 

علت این که نام این سایت را «دانشکده کسب و کار، برای آنان که دوست دارند به دیگران کمک کنند»، گذاشتم این است که اکثر کسب و کارهای بازاریابی شبکه ای این خاصیت را دارند. این شرکت ها مانند یک دانشکده عمل می کنند و به علاقه مندان می آموزند که چگونه می توان به جای تبدیل شدن به کارمندی خوب، همچون یک کارآفرین عمل کرد.

 

با شرکت در برخی از جلسه های کسب و کار بازاریابی شبکه ای، سرانجام توانستم چند نفری از راهبران این صنعت را ببینم. آنها خدایان دنیای کسب و کار بودند و تماماً از صفر شروع کرده بودند. اکثر آنها معلم های بزرگی هم بودند زیرا تمام دانش خود را به جای تئوری از راه تجربه کسب کرده بودند. مطالبی که من در برخی از این نشست ها یاد گرفته ام، با ارزش تر از آن است که بتوان روی آنها قیمت گذاشت !

 

پس از پایان هر جلسه معمولا با سخنرانان صحبت می کردم. میزان درآمدشان حتی به قدری بالا بود که حتی از راه سرمایه گذاری هم نمی توان به این درآمد رسید. درآمد چندتایی از آنها حتی از مدیران شرکت های بزرگ هم بالا می زد.

نکته جالب دیگری هم در رفتار این سخنرانان وجود داشت. آنها با این که پولدار بودند و نیازی به آموزش دادن نداشتند، اشتیاقی فوق العاده برای آموزش دادن و کمک کردن به افرادی که با آنها کار می کردند، داشتند.

 

 علتش این بود که اصولاً بازاریابی شبکه ای، متکی به راهبرانی است که افراد را به سمت پیشرفت هدایت می کنند، درحالی که کسب و کارهای سنتی و دولتی، متکی بر موفقیت افراد اندک و حفظ گروه کثیری به عنوان کارمند با حقوق سر برج می باشند.

 

این راهبران بازاریابی شبکه ای نمی گفتند :« اگه خوب کار نکنی، اخراجی ! » در عوض می گفتند  :     « اجازه بده بهت کمک کنم تا بهتر و بهتر کار کنی »

 

 و همچنین می گفتند : « هر چقدر که یادگیریت طول بکشه اشکال نداره. تا زمانی که بخوای یادبگیری، برای آموزش دادنت حاظرم. ما همه با هم هستیم »

 

... و این دقیقاً همان روش آموزشی بود که به دنبالش می گشتم .

 

 

بعضی از مهم ترین موضوعات کسب و کار در دنیای واقعی که شرکت های یازاریابی شبکه ای آنها را آموزش می دهند، در زیر فهرست شده اند :

 

 

 1-  نگرش موفقیت

 2-  مهارت های راهبری

 3-  مهارت های برقراری ارتباط

 4-  مهارت های اجتماعی

 5-  غلبه بر ترس و تردید و کمبود اعتماد به نفس

 6-  غلبه بر ترس از « نه شنیدن »

 7-  مهارت های مدیریت مالی

 8-  مهارت های سرمایه گذاری

 9-  مسئولیت پذیری

10-  مهارت های مدیریت زمان

11-  هدف گذاری

12-  انتظار موفقیت

 

 

آنهایی که ملاقاتشان کردم، تمامی این مهارت ها را به واسطه گذراندن برنامه آموزشی شرکت شان به دست آورده بودند. بنابراین یادتان باشد که فارغ از این که راهبر شوید یا خیر و پول زیادی کسب کنید یا خیر، این آموزش ها برای بقیه زندگی، حتماً به دردتان خواهد خورد. اگر برنامه آموزشی، به خوبی طراحی و اجرا شود می تواند زندگی شما را برای همیشه تغییر دهد.

 

 

در فصل بعدی آموزش ها را برای شما شرح می دهیم ...

 

نوشته شده توسط رضا غني پور در دوشنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه

(نظر بدهید.)

فصل چهارم

 

 

فصل چهارم

 

 

 

 

« آموزش تغییر دهنده زندگی چیست ؟ »

 

در زیر نموداری آمورده ام که با استفاده از آن بهتر می توان مفهوم آموزش تغییر دهنده روش زندگی را درک کرد.

 

همانطور که می بینید این شکل چهار وجه دارد. در طالع بینی چهار عنصر اصلی وجود دارد :

خاک، آب، باد و آتش. در آموزش تغییر دهنده زندگی نیز چهار جنبه وجود دارد که باید آنها را تغییر داد. به عبارت دیگر، برای این که این آموزش بتواند به اندازه کافی مؤثر باشد، باید بر چهار وجه یادگیری اثر بگذارد :

 

 

ذهنی ، احساسی ، عملی و معنوی

 

ذهنی

احساسی معنوی

عملی

 

 

                                                    هرم یادگیری

 

My2st.iranblog©

 

 

آموزش های ذهنی

 

تمرکز نظام آموزشی سنتی بر آموزش ذهنی است و مهارت هایی مانند خواندن و نوشتن و حساب را به شما یاد می دهد. اصطلاحاً به این مهارت ها، مهارت های شناختی می گویند. البته که تمامی این مهارت ها اهمیت زیادی دارند ولی من به این علت، نظام آموزشی سنتی را نمی پسندم که تمام هم و غم خود را بر این نوع آموزش، معطوف کرده و در آن، وجوه احساسی، عملی و معنوی آموزش نادیده گرفته شده است.

 

 

آموزش ها احساسی

 

یکی از انتقادهای من به نظام آموزشی سنتی این است که احساس ترس را در افراد پرورش می دهد. مخصوصاً ترس از اشتباه کردن را که منجر به ترس از شکست می شود. مثلاً در دورام مدرسه، معلم به جای تشویق ما به یادگیری، می گفت : « اگه نمرات خوبی نگیری، شغل خوبی هم پیدا نمی کنی »

در دوران مدرسه تقریبا هر روز به خاطر اشتباهاتم تنبیه می شدم. بنابراین از لحاظ احساسی یادگرفتم که از اشتباه کردن بترسم. اما در دنیای خارج از مدرسه، قوانین دیگری حاکم است و افراد موفق کسانی نیستند که اصلاً اشتباه نمی کنند بلکه کسانی هستند که بیشترین اشتباهات را کرده اند ولیکن از اشتباهات خود درس گرفته اند.

در دوران مدرسه معلم ها بیشتر وقتشان را صرف افرادی که نمرات خوبی می گرفتند، می کردند ولی در دنیای بازاریابی شبکه ای وضع به گونه ای دیگر است. راهبران، وقت زیادی را صرف آموزش و تشویق ضعیف تر ها می کنند تا آنها هم بتوانند مانند دیگران پیش بروند . البته اگر کسی هر چقدر هم که ضعیف باشد، اخراج نخواهد شد.

 

 

اگر برای افتادن از دوچرخه تنبیه می شدید، هیچ وقت دوچرخه سواری یاد نمی گرفتید !

 

 

 

آموزش های عملی

 

در تحقیق خودم به این نتیجه رسیدم که شرکت های بازاریابی شبکه ای یادگیری عملی را به همان اندازه آموزش ذهنی تشویق می کنند. آنها ترغیبتان می کنند که وارد عمل شویدو با عمل کردن با ترس هایتان روبه رو شوید، اشتباه کنید و از اشتباهات خود درس بگیرید و با پشت سر گذاشتن این فرایند از لحاظ عملی، احساسی و ذهنی پیشرفت کنید

 

بهترین شرکت های بازاریابی شبکه ای، آنهایی هستند که از اعضایشان می خواهند که از نظر ذهنی مطالب تازه بیاموزند و بر طبق این یافته های جدید عمل کنند، از اشتباه خود بیاموزند، اصلاح کنند و این فرایند را همچنان تکرار کنند. ...

 

آموزش متناسب با زندگی واقعی، چیز دیگری جز این نمی تواند باشد

 

بنا به تعریف مجله فوربز (Forbes) ثروتمند کسی است که در سال یک میلیون دلار یا بیشتر درآمد داشته باشد و فقیر به کسی گفته می شود که کمتر از بیست و پنج هزاز دلار در سال درآمد داشته باشد. اما راستش را بخواهید مسأله این نیست که درآمد امروز شما چقدر است، مسأله این است که آیا شغل تان به شما یاد می دهد که چگونه درآمد خود را به یک میلیون دلار در سال و یا حتی بیشتر برسانید یا خیر ؟ اگر جواب منفی است بهتر است دنبال آموزش و شغل بهتری بگردید.

 

 

 

در فصل بعد شما را با چهاراهه نقدینگی آشنا می کنیم ...

 

نوشته شده توسط رضا غني پور در دوشنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه

(نظر بدهید.)

فصل پنجم

 

 

فصل پنجم

 

 

 

چهارراهه نقدینگی

 

 

تا حالا چند بار جملاتی از این قبیل را از دهان مردم شنیده اید ؟

 

 

 

 

1-     « کاش می شد کارم رو ول کنم. »

2-     « از این همه تغییر شغل خسته شدم »

3-     « کاش می تونستم بیشتر، پول دربیارم. حیف که اونقدر پس انداز ندارم که بتونم کارم رو ول کنم و یه کار جدید شروع کنم. حوصله ایون هم ندارم که برگردم دانشگاه و یه چیز جدید یادبگیرم. »

4-     « هر بار که حقوقم یه کم بالا می ره، بیشترش رو باید بابت اضافه مالیات به دولت پس بدم. »

5-     « من دارم جون می کنم ولی به جای من، صاحبای شرکت پولدار می شن. »

6-     « عجیبه که من دارم شب و روز جون می کنم اما وضع مالی ام اصلاً بهتر نمی شه ! باید فکری برای بازنشستگی ام بکنم. »

7-     « می ترسم که ماشین آلات جدید و یا کارگر دیگه، جای من رو بگیره. »

8-     « دیگه برای سخت کار کردن خیلی پیر شدم. »

9-     « رفتم دانشگاه که دندانپزشک بشم، اما دیگه نمی خوام دندانپزشکی کنم. »

10- « فقط می خوام کار دیگه ای بکنم و آدمای جدید ببینم. خسته شدم، فقط دارم وقت تلف می کنم. همش با آدمایی دم خورم که هیچ پیشرفتی نمی کنن. خسته شدم از این که همش باید با آدمایی کار کنم که تمام هم و غمشون اینه که مثل خر کار کنن تا اخراج نشن. شرکت هم که فقط یه نون بخور و نمیر با ما میده ! »

 

 

 

 

این ها حرف افرادی است که در کار و بار خود به دام افتاده اند و دوای دردشان این است که باید روش شان را تغییر دهند، اما متأسفانه به جای تغییر ربع در چهارراهه نقدینگی، فقط شغلشان را عوض می کنند !

 

 

 چهار راه نقدینگی چیست ؟

 

 چهار راه نقدینگی مخصوص افرادی است که می خواهند تغییراتی فراتر از تغییر شغل در زندگی شان بدهند، بسیار مفید است. در زیر نمودار چهارراه نقدینگی تر سیم شده است :

 

 

my2st.iranblog© 

 

 

 

ک ( E )  : کار مند ( Employee )

خ ( S )   : خویش فرما و مالک کسب و کار کوچک ( Self-Employee. Small Business Owner )

م  ( B )  : مالک کسب و کار ( Business Owner )

س ( I )   : سرمایه دار ( ( Investor

 

 

 

 

از کجا بدانید که در کدام ربع چهار راهه هستید ؟

 

برای پاسخ به این سوال کافی است ببینید که نقدینگی تان (درآمدتان) بیشتر از چه طریقی به دست می آید. برای مثال، اگر به طور منظم از شرکتی که متعلق به خودتان نیست حقوق می گیرید، در ربع ک هستید .

 

اگر سهم اعظم درآمدتان از راه سرمایه گذاری است، در ربع س هستید .

 

اگر کسب و کار کوچکی دارید، یا از تخصصتان درآمد دارید، مثلاً دکتر و یا مهندس هستید یا پورسانت می گیرید یعنی مثلاً بنگاه معماملات املاک دارید، احتمالاً در ربع خ قراردارید.

 

در نهایت، اگر کسب و کار بزرگی دارید، یعنی شرکت یا کسب و کاری دارید که بیش از 500 نفر برایتان کار می کنند، در ربع م قرار دارید.

 

 

در فصل بعدی درباره ارزش هر یک از ربع ها توضیحاتی می دهیم ؛ حتما مطالعه کنید ...

 

نوشته شده توسط رضا غني پور در دوشنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه

(نظر بدهید.)

فصل ششم

 

 

فصل ششم

 

 

 

 

ربع های مختلف چهارراهه؛ ارزش های مختلف

 

ارزش های ربع « ک » :

 

هر ربع، ارزش های خاص خودش را دارد. مثلاً کسی که در ربع ک است هم می تواند سرایدار باشد هم رئیس شرکت. در هر صورت اعضای این گروه خواسته های مشترکی دارند که باعث می شود بدون توجه به تفاوت شغل، آنها را در یک دسته بندی قرار دهیم. آنها معمولاً حرف هایی از این قبیل می زنند :

 

« من دنبال یه شغل دائم با بیمه و مزایا می گردم. »

 

« برای هر ساعت اضافه کاری چقدر می دید ؟ »

 

« در ماه، چند روز تعطیلی با حقوق دارم ؟ »

 

به عبارت دیگر امنیت شغلی، مهم ترین خواسته آدم هایی است که در ربع ک قرار دارند.( مانند کارمندان )

 

ارزش های ربع « خ » :

 

برای این دسته افراد ارزش اصلی ستقلال است. آنها به دنبال این هستند که کار دلخواه خودشان را انجام دهند و به اصطلاح آقای خودشان و نوکر خودشان باشند. بیشتر کسانی که می گویند : « می خوام استعفا بدم و خودم بزنم تو یه کار آزاد. » از ربع ک به ربع خ می روند.

صاحبان کسب و کارکوچک و یا کسب و کار خانوادگی، متخصصان و مشاوران معمولاً در این گروه قرار دارند.مثل صاحبان بنگاه های معاملات املاک و دلال های بیمه نیز در ربع خ قراردارند. متخصصان، از قبیل پزشکان، وکلا، مهندسان و حسابدارانی که کارمند شرکت های بزرگ پزشکی، حقوقی و حسابداری نیستند، نیز در همین ربع قرار می گیرند.

 

 

ارزش های ربع « م » :

 

افراد این دسته کار خود را از صفر شروع کرده و آن را به یک کسب و کار بزرگ تبدیل می کنند. آنها معمولاً آمال و آرزوهای بزرگی دارند و اهمیت زیادی به کار گروهی می دهند و به همیت دلیل کار گروهی شان هم بسیار عالی است و به دنبال آن اند که دامنه ارتباطات و خدماتشان را تا آنجا که ممکن است گسترش دهند. یک آدم « م » واقعی، کسی است که حتی وقتی کسب و کارش را ترک کند درآمدش متوقف نمی شود و این در حالی است که در اکثر موارد، درآمد افراد دسته « خ » با توقف کارشان، قطع می شود. همین الان از خود بپرسید : « اگه از همین امروز دیگه سرکار نرم تا چند وقت دیگه درآمد دارم ؟ »

 

 

ارزش های ربع « س » :

 

افراد ربع « س » به دنبال آزادی مالی هستند و دوست دارند که پول، برایشان کارکند، نه اینکه آنها برای بدست آوردن پول کار کنند.

این افراد دربخش های مختلفی مانند سکه های طلا، معاملات املاک، کسب وکار، اوراق بهادار نظیر سهام، اوراق قرضه و صندوق های سرمایه گذاری مشترک، سرمایه گذاری می کنند.

اگر درآمدتان از حقوق بازنشستگی دولتی و یا خصوصی تأمین می شود، نه از راه سرمایه گذاری شخصی خودتان، شما هنوز هم در ربع « ک » قرار دارید. یعنی هنوز مانند این است که شما کار می کنید و رئیس تان برای کار کارمندی به شما حقوق می دهد.

 

 

 

اگر دوست دارید روش زندگی تان را تغییر دهید، چهارراهه نقدینگی بهترین مرجع برای شماست .

 

 

 

در فصل بعدی به شما می آموزیم که چگونه بدون داشتن سرمایه وارد ربع « م » شوید و به سوی ربع « س » حرکت کنید ...

 

نوشته شده توسط رضا غني پور در دوشنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه

(نظر بدهید.)

فصل هفتم

 

 

فصل هفتم

 

 

 

چگونه بدون داشتن سرمایه وارد ربع « م » شده و به سوی ربع « س » حرکت کنید ؟

 

 

بازاریابی شبکه ای، کسب و کار ربع « م » است .

 

    برای افرادی که می خواهند وارد ربع « م » شوند، بازاریابی شبکه ای انتخاب واقعاً مناسبی است.

به این دلیل که سیستم کسب و کار بازاریابی شبکه ای ذاتاً به گونه ای طراحی شده است که بیشتر از پانصد نفر را دربر بگیرد. یه علاوه قابلیت درآمد زائی در کسب و کار بازاریابی شبکه ای، از لحاظ تئوری نامحدود است، در حالی که قابلیت درآمد زائی در ربع های « ک » و « خ »، معمولاً وابسته به این است که به تنهایی چقدر درآمد کسب می کنید. در بازاریابی شبکه ای شما به اندازه ای که شبکه تان درمی آورد، درآمد کسب می کنید. اگر شبکه بزرگی بسازید طبیعطاً پول زیادی هم بدست خواهید آورد.

 

  بعد از این که کسب و کار بازاریابی شبکه ای خوبی ساختید، می توانید از ربع « م » به ربع « س » حرکت کنید. این همان چیزی است که دوست من به من پیشنهاد کرد و من انجام دادم و این درحالی است که همکاران قبلی ام مرا مسخره می کردند. هنوز هم، همان افراد سابق اند و هیچ پیشرفتی نکرده اند. آنها هرگز ذهنیت و ارزش هایشان را تغییر نداده اند و به همین دلیل نتوانسته اند ربعشان را هم تغییر دهند. برخی از آنها، هنوز سخت نگران از دست دادن شغلشان هستند و حتی پس انداز دو سه نفرشان کفاف دوران بازنشستگی را هم نمی دهد.  ...

 

 

به عبارت دیگر، آنها بیش از اندازه در بخش های « ک » و « خ » دست و پا زده اند

 

 

وقتی بزرگ شدی، می خواهی چه کاره شوی ؟

 

وقتی کوچک بودم، پدرم همیشه می گفت : « سعی کن تو مدرسه نمره های خوبی بگیری تا بتونی یه شغل مطمئن و خوب پیدا کنی. » او در واقع با این حرف ها من را برای ورود به ربع « ک » آماده می کرد. مادرم اغلب می گفت : « اگر می خوای پولدار بشی باید درس بخونی و دکتر یا مهندس بشی. این طوری شغلی داری که می تونی بهش تکیه کنی. » مادرم با این حرف ها من را برای ورود به ربع « خ » آماده می کرد.

 

 

 

اما ...

           دانشکده کسب و کار به شما می گوید :

 

 

یاد بگیرید که چگونه مالک کسب و کار و سرمایه گذار شوید

 

اگر می خواهید پولدار شوید، باید برای خود کسب و کاری راه بیاندازید

 

 

من باید از خودم می پرسیدم : « امکان موفقیت من تو کدوم ربع بیشتره ؟ »

   پیش از هر چیز اطمینان داشتم که نمی توانم تا آخر عمر با حقوق کارمندی زندگی کنم. درضمن علاقه ای هم به بازگشتن به دانشگاه و دکتر و مهندس شدن نداشتم.

می دانستم بیشترین شانس من در ربع های « م » و « س » نهفته است چون واقعاً می خواستم ثروتمند شوم.در عین حال هیچ خوشم نمی آمد دائم از دستورات اطاعت کنم یا این که تمام عمرم سخت جان بکنم تا به ثروت برسم .

 

حالا نوبت شماست که به ربع ها نگاهی بیاندازید، و همین سوال را از خودتان بپرسید :

 

« کدام ربع برای من از همه مناسب ترند ؟ »

 

 

 

 

my2st.iranblog©

 

 

 

ک ( E )  : کار مند ( Employee )

خ ( S )   : خویش فرما و مالک کسب و کار کوچک ( Self-Employee. Small Business Owner )

م  ( B )  : مالک کسب و کار ( Business Owner )

س ( I )   : سرمایه دار ( ( Investor

 

 

یکی از دلایلی که خیلی از مردم نمی توانند در زندگی شان موفق شوند، این است که ربعشان را در چهارراهه تغییر نمی دهند. به بیان بهتر، آنها به جای اینکه تغییر ربع دهند، فقط مدام شغلشان را عوض می کنند و از این شاخه به آن شاخه می پرند. درست به همین دلیل است که از مردمی که مدام تغییر شغل می دهند این حرف ها را می شنوید : « این دفه دیگه شغل ایده آلم رو پیدا کردم. » آمها حتی اگر به راستی شغل ایده آلشان را یافته باشند، خیلی هم اوضاع شان فرقی نکرده است، چرا که هنوز در همان ربع سابق دست و پا می زنند.

 

تغییر ربع در چهارراهه : یعنی تغییر در ارزش ها و دوستان

 

یکی از خوبی های بازاریابی شبکه ای این است که در این کسب و کار با کلی آدم جدید آشنا می شوید، که بعضی از آنها شاید روزی به بهترین دوستان شما تبدیل شوند.

در کار قبلی ام دوستان بسیاری داشتم و هنوز هم دار و ورود به حرفه بازاریابی شبکه ای خیلی باریم سخت بود زیرا کاری که می خواستم بکنم با عقاید آنها به هیچ وجه نمی خواند. راستش را بخواهید درآن زمان، اکثر دوستان و آشتایان من در ربع « ک » بودند و بنابراین ارزش هایشان با من، از زمین تا آسمان تفاوت داشت؛ آنها به امنیت شغلی و حقوق ثابت اهمیت می دادند و من شیفته آزادی و استقلال مالی بودم.

 

 

 

منظورم را اشتباه نگیرید ...

 

من از شما نمی خواهم کارتان را ترک کرده و کار دیگری را شروع کنید

 

یکی دیگر از مزایای بازاریابی شبکه ای این است که حتی افراد شاغل هم می توانند آن را انجام دهند و وارد این حرفه شوند

 

 

 

 

کافی است فقط ربع تان را تغییر دهید نیاز به تغییر شغل نیست، ورود به حرفه بازاریابی شبکه ای و انجام دادن آن، نیاز به سرمایه و زمان زیادی ندارد، اگر شاغل هم هستید می توانید این کار را انجام دهید.

 

تغییر از یک ربع چهارارهه به ربع دیگر، یعنی تغییر در ارزش های بنیادی

 

 

 

 

 

 

در فصل بعدی به ارزش و چگونگی ایجاد شبکه می پردازیم ...

 

نوشته شده توسط رضا غني پور در دوشنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه

(نظر بدهید.)

فصل هشتم

 

 

فصل هشتم

 

 

 

 

ارزش ایجاد شبکه در چیست ؟

 

 

قانون متکالف ( Metcalf ) :

 

رابرت متکالف یکی از مبدعان اترنت ( Ethernet ) است، اترنت نوعی سیستم در شبکه های کامپیوتری است. او به دلیل تعریف قانون متکالف مشهور است. این قانون به صورت زیر نوشته می شود :

 

 

²( تعداد استفاده کنندگان ) = ارزش اقتصادی شبکه

ارزش اقتصادی شبکه مساوی تعداد استفاده کنندگان به توان 2

 

 

 

این قانون را با استفاده از یک مثال ساده می توان به خوبی توضیح داد :

   

     فرض کنید که فقط یک دستگاه تلفن در جهان وجود داشته باشد. مسلم است که این تلفن هیچ گونه ارزش اقتصادی نخواهد داشت. طبق قانون متکالف، زمانی که تعداد این دستگاه ها دو تا بشود ارزش اقتصادی شان به توان 2 می رسد. یعنی ارزش اقتصادی شبکه از صفر به دوبه توان دو یا چهار ارتقا می یابد. اگر تلفن سومی به مجموعه اضافه شود ارزش اقتصادی شبکه برابر 9 خواهد شد. به عبارت دیگر، با افزایش تعداد اعضای شبکه به صورت حسابی، ارزش اقتصادی شبکه به صورت نمایی بالا می رود.

 

 

« ارزش اقتصادی شبکه به صورت نمایی بالا می رود، نه حسابی »

 

 

شیوه به کار گیری قانون متکالف  :

 

شیوه به کار گیری قانون متکالف و استفاده از جادوی آن، این است که تا آنجا که می توانید افرادی نظیر خودتان بسازید ! زمانی که دو نفر شوید ارزش اقتصادی تان به توان دو می رسد. یعنی ارزش شبکه شما از صفر به چهار می رسد. به همین ترتیب وقتی سه نفر عین خودتان بسازید، ارزش شبکه شما از چهار به نه می رسد. اگر دو نفری که شما ساخته اید، هر کدام دو نفر دیگر شبیه سازی کنند ارزش اقتصادی شبکه شما به سرعت موشکی که به ماه می رود رشد می کند !

 

به جای اینکه به سختی جان بکنید و ذره ذره جمع کنید، ارزش اقتصادی شبکه تان به صورت نمایی افزایش می یابد. این همان قدرت و ارزش کسب و کار شبکه ای است.

 

البته شرکتی که در آخر مطالب این سایت به شما معرفی می گردد شرکتی است که برای ورود به صنعت بازاریابی شبکه ای و ساختن شبکه خودتان، از شما سرمایه نمی خواهد، شما بدون نیاز به سرمایه وارد این صنعت رو به رشد می شوید و درآمدی بدون سرمایه گذاری کسب می کنید و به سمت سرمایه دار شدن پیش می روید

 

شرکت های زیادی بودند و هستند که بابت ورود افراد به شبکه شان، مبالغ بالایی را از آنها دریافت و یا آنها را مجبور به خرید از محصولات شرکت می کردند.

 

 

 

سوالی که رایج است :

 

« برای اینکه به حرفه بازاریابی شبکه ای وارد بشیم، باید فروشندگی بلد باشیم ؟ »

البته ولی این حرفه ای نیست که لازم به یاد گیری داشته باشد ! ما همگی فروشنده هستیم ! زمانی که متولد می شویم، فروشندگی هم با ما متولد می شود !

 

 

مثال :

 

« به بچه ها نگاه کنید، اگه گرسنه باشن و چیزی برای خوردن پیدا نکنن، چه کار می کنن ؟ »

 

« می زنن زیر گریه و از این راه می گن  که چی می خوان. در واقع شروع به فروش می کنن. ! »

 

« تا حالا سعی کردین به یه بچه، بگین که چیزی رو که می خواد بهش نمی دین ؟ اگه پدرشون چیزی رو که می خوان نده، می رن سراغ مادرشون، اگه مادر هم نداد تلفن رو بر می دارن و به پدر بزرگ و مادر بزرگ زنگ می زنن. »

 

ولی وقتی آدم ها بزرگ تر می شوند، کم کم این عادت زمان کودکی را از یاد می برند !

 

 

« همه ما فروشنده مادرزادیم »

 

 

اگر می خواهید در زندگی موفق باشید باید عادتی که در کودکی داشته اید را به خاطر بیاورد. نگاهی به جامعه بیاندازید، مثلاً سیاستمدارهایی که برنده انتخابات می شوند، فروشنده های ماهری هستند. مشهور ترین رهبرهای مذهبی ، آنهایی هستند که بلدند چگونه موعظه هایشان را بفروشند .

 

 

« خود من روز اولی که می خواستم وارد بازاریابی شبکه ای بشم، گفتم می ترسم وارد این حرفه بشم، من که فروشنده نیستم ! »

 

درسته ! من می ترسیدم نه اینکه فروش بلد نبودم !

 

 

منظورم اینه که  :

 

« بیشتر مردم این ترسشون رو مخفی می کنن و در عوض، ادعا می کنن که فروشندگی براشون کسرشأنه! »

 

 

این عده از آدم ها معمولاً در یکی دو جنبه زندگی شان دچار کمبود هستند. مثلاً آدم های موفقی نیستند و یا در عشق شکست خورده اند. به علاوه سطح زندگی شان کمتر از چیزی است که باید باشد و اجناس ارزان قیمت می خرند و تا حد مرگ، صرفه جویی می کنند ! تمام این بدبختی ها به خاطر این است که از فروش می ترسند و همین ترس آنها را فقیر نگه می دارد

 

 

 

 

 

آدم های موفق، یاد می گیرند که بر ترس هایشان غلبه کنند و نگذارند ترس مهار زندگی شان را در دست بگیرد

 

 

 

همان طور که پیش از این گفتم بعضی از شرکت های بازاریابی شبکه ای برنامه های آموزشی خوبی دارند و این آموزش ها را به صورت رایگان در اختیار افراد علاقه مند می گذارند.

 

یاد گیری فروش و غلبه بر ترس از « نه شنیدن »، برای من بهترین آموزشی است که در تمام عمرم فرا گرفته ام. یاد گرفتن فروش، زندگی ام را تغییر داد و آینده ام را نیز دگرگون خواهد ساخت.

 

 

 

کار در بازاریابی شبکه ای فروش نیست بلکه آموزش است

 

 

مدیران فروش نمی فروشند، آموزش می دهند

 

 

در حین مطالعه بر روی شرکت های بازاریابی شبکه ای مختلف، به افراد زیادی برخوردم که بسیار تلاش می کردند و خوب می فروختند اما هرگز در کسب و کارشان موفق نبودند به این علت که به جای این که فرایند فروش را به افراد گروهشان هم آموزش دهند، فقط خودشان کالاها را می فروختند. برای مثال، به جلسه ای رفته بودم که فرد تازه وارد شبکه، دوستانش را برای جلسه معارفه دعوت کرده بود. همچنان که در جلسه نشسته بودم و گوش می کردم، دیدم که شخص قدیمی تر که او را معرفی کرده بود کل جلسه را اداره می کند و او خودش ساکت است و لام تا کام حرفی نمی زند !

         

      بعد از پایان جلسه، از او پرسیدم که آیا فردی که او را معرفی کرده تا حالا فوت و فن های فروش را به او یاد داده است؟ او گفت : « نه! اون فقطه به ما گفته که تا جایی که می تونیم افراد را دعوت کنیم. فقط خودش می فروشه.

     

این را که گفت، مطمئن شدم که برنامه آموزشی این شرکت کاستی های زیادی دارد. به این دلیل این شرکت دانشکده کسب و کار نبود بلکه دانشکده فروش بود.

 

 

 

در فصل بعدی درباره جواب منفی شنیدن ( نه شنیدن ) توضیح خواهیم داد ...

 

نوشته شده توسط رضا غني پور در دوشنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه

(نظر بدهید.)

فصل نهم

 

 

فصل نهم

 

 

 

 

پاسخ رد شنیدن = موفقیت

 

 

 

در آن دوران که تازه وارد حرفه بازاریابی شبکه ای شده بودم، از خیلی ها جواب رد می شنیدم و دیگر داشتم نا امید می شدم و ترس از نه شنیدن داشت زندگی ام را نابود می کرد. ولی یاد نصیحت دوستم افتادم زمانی که می خواست من را به این حرفه دعوت کند،

 

 اون گفت : « یادت باشه که موفق ترین آدم های دنیا، اونایی هستن که بیشتر از همه جواب رد شنیده ان. »

پرسیدم : « چی ؟! درست شنیدم ؟ بیشتر از همه جواب رد شنیدن ؟! »

 

_ : « آره ! درست شنیدی. اونایی که کمتر از همه پاسخ رد شنیده ان، کمتر از همه تو زندگی موفق بوده ان. »

 

_ : « یعنی اگه می خوام بیشتر موفق بشم باید بیشتر جواب رد بشنوم ؟ »

 

 _: « معلومه !  بذار یه مثال برات بزنم : »

« به رئیس جمهور نگاه کن. چهل و نه درصد از رأی دهنده ها که خدا می دونه چند میلیون نفر می شن بر ضد اون رأی داده ان. این همه آدم اونو رد کردن. خب !  تا حالا شده که چند میلیون نفر به تو « نه » بگن ؟ »

 

_ : « نه ! »

 

_ : « خب، باید صبر کنی. وقتی چند میلیون نفر به تو نه گفتند، اون وقت مشهور و موفق می شی .»

 

_ : « حرف شما دست. ولی چند میلیون نفر هم به اون جواب مثبت داده ان . »

 

_ : « قبول دارم. اما فکر می کنی اگه از رد شدن می ترسید، اصلاً جرأت می کرد برای رئیس جمهوری کاندید بشه ؟ »

 

_ : « نه فکر نمی کنم. نا فقط میلیون ها نفر به اون رأی مخالف دادن، خیلی ها هم از اون متنفرن. تازه اگه محافظ نداشته باشه، هر لحضه ممکنه ترورش کنن ! من که فکر نمی کنم بتونم این همه فشار رو تحمل کنم.

 

_ : « پس اگه بخوام تو زندگی، موفق بشم باید بیشتر، خطر رد شنیدن رو به جون بخرم ؟ »

 

_ : « بله درسته ! مثلاً پاپ رو که میشناسی ؟ اون مرد خیلی مقدسیه و رهبر مذهبی گروه زیادی از مسیحیا به حساب می آد. با این حال باز هم حتی بین خود مسیحیا، کسایی هستن که اصلاً قبولش ندارن. کاری هم به بقیه نداریم. میلین ها نفر حرف هاشو به چیزی نمی گیرن و بساطی رو که به راه انداخته، از بیخ و بن رد می کنن. »

 

_ : « منظورتون اینه که به جای اینکه بذارم بیرونم کنن، برم بین مردم و از رد شدن نترسم. اصلاً برای فروش برم سراغ مردم، تا هر کی می تونه جواب « نه » بهم بگه ! »

 

_ : « معلومه !  البته مواظب باش که چی کار می کنی. هر چیزی حد و حسابی داره، درسته که باید خطر رد شنیدن رو به جون بخری. اما اگه از این رد شدن ها درس نگیری که کارت زاره. برای همین باید سعی کنی از این رد شنیدن ها درس بگیری. به این می گن اصلاح کردن. و هر بار که جواب رد می شنوی از خودت بپرسی که کجای کارت اشتباه بوده و کجا رو می تونستی بهتر انجام بدی ؟ »

 

 

 

 

رد شنیدن و اصلاح کردن = آموزش و پیشرفت

 

 

 

هر چه بیشتر خطر رد شنیدن رو به جان بخرید، امکان موفقیت تان  هم بیشتر می شود

 

 

 

 

 

 

در فصل بعدی به یکی دیگر از ارزش های بازاریابی شبکه ای می پردازیم ...

 

نوشته شده توسط رضا غني پور در دوشنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه

(نظر بدهید.)

فصل دهم

 

 

فصل دهم

 

 

 

 

راهبری یکی دیگر از ارزش های بازاریابی شبکه ای است

 

« در هر ربع، بالاخره آدمایی هستن که مثل رهبرا عمل می کنن. اما واقعیت اینه که در همه ربع ها احتیاجی به این توانایی نیست، به غیر از ربع « م » که حتماً باید رهبرخوبی باشی وگرنه به هیچ وجه نمی تونی موفق بشی. کالا یا خدمات عالی، تضمین کننده سود خوب نیست. فقط یه رهبر و تیم مدیریتی قویه که باعث می شه یه کسب و کار به سود دهی کلان برسه. »

 

به نظر من یکی از ارزشمندترین فواید بازاریابی شبکه ای همان آموزش های راهبری است که در اختیارتان می گذارد تا یکی از ضروری ترین مهارت ها را برای موفقیت در ربع « م » به صورت رایگان یاد بگیرید. این مهارت های راهبری، با همه مهارت های مدیریتی، که غالباً لازمه ربع « ک » و « خ » هستند از زمین تا آسمان تفاوت دارد. البته سوء تفاهم نشود. مسلم است که مهارت های مدیریتی هم خیلی لازم اند اما باید میان این دو تفاوت بگذارد و یادتان باشد که کدام یک را تقویت می کنید و از هر یک در کجا باید استفاده کنید. به نظرم « مدیرها الزاماً راهبر نیستند و راهبر ها هم همینطور. »

 

 

 

 

مدیر ها راهبر نیستند

 

 

مهارت راهبری، لازمه یک کسب و کار در حال گسترش است

 

 

 

 

 

بهترین آموزش دنیا

 

همانطور که در مطالب اول این سایت خواندید یکی از مهم ترین فواید بازاریابی شبکه ای، برنامه های آموزشی آن است که می تواند زندگی هر کسی را دگرگون سازد. البته این همه ماجرا نیست و برخی از بهترین آموزش ها در زمینه راهبری و کسب و کار، نیز در این صنعت ارائه می شود. به عقیده من کسانی که می خواهند از ربع « ک » و « خ » چهارراهه به ربع « م » نقل مکان کنند به این آموزش ها نیاز حیاتی دارند.

 

 

 

 

 

به یاد داشته باشید :

 

آموزش هایی که لازمه یک کسب و کار پر سود هستند در صنعت بازاریابی شبکه ای به صورت رایگان ارائه می شوند

 

 

 

 

 

در فصل بعدی ثروت را برای شما معنی می کنیم ...

 

نوشته شده توسط رضا غني پور در دوشنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه

(نظر بدهید.)

فصل يازدهم

 

 

فصل یازدهم

 

           

 

 

ثروت چیست ؟

 

 

به زبان ساده می توان گفت، ثروت، با پول سنجیده نمی شود بلکه با زمان سنجیده می شد. تعریف ما این است :

 

 

 

 

ثروت، تعداد روزهایی است که بتوانی بدون کار کردن، وضعیت مالی فعلی ات را حفظ کنی

 

 

 

 

   برای مثال، اگر کل چیزی که من دارم 1000 دلار و خرج روزانه ام 100 دلار باشد، ثروت من 10 روز است. اگر هزینه زندگی ام روزانه 50 دلار باشد، ثروتم 20 روز است. این یک مثال بسیار ساده برای تعریف ثروت است، دوباره تأکید می کنم که ثروت با زمان سنجیده می شود و نه با پول.

 

   ثروت ( Wealth ) و سلامتی ( Health ) مشابه هم هستند، زیرا هر دو با مقیاس زمان سنجیده می شوند. مثلاً پزشک به بیماری می گوید : « شش ماه دیگه بیشتر زنده نمی مونی ! » پزشک با این حرف، میزان سلامتی بیمار را با مقیاس زمان به او می فهماند.

 

   کسی را می شناسم که اوضاع مالی اش به شدت خراب است. او وقتی با این روش، ثروتش را حساب کرد گفت : « من منفی دو ماه ثروت دارم ! » در اصل یعنی او به پول و زمان، هر دو بدهکار است.

 

   می گویند که به طور متوسط، خانواده های آمریکایی کمتر از سه ما با فاجعه مالی فاصله دارند. یعنی اگر سه ماه، حقوق آخر برجشان را ندهی اوضاعشان آشفته می شود و کاسه چه کنم چه کنم به دست می گیرند.

 

 

پیش از ادامه دادن از خودتان بپرسید :

 

« اگر من از امروز، دیگر کار نکنم، تا چند روز دیگر می توانم به همین روش زندگی کنم ؟ »

 

پاسخ شما، ثروت امروز شماست. از پاسخی که می دهید زیاد دلخور نشوید، چون حتی اگر امروز هم درآمد زیادی ندارید ولی همواره این امکان را دارید که ثروتتان را افزایش دهید ...

 

 

 

 

بازاریابی شبکه ای به شما می آموزد که برای کسب ثروت تلاش کنید

 

با ورود به صنعت بازاریابی شبکه ای و گذراندن آموزش های لازمی که در فصل های قبل اشاره کردیم، به ثروت خواهید رسید

 

توجه داشته باشید برای ورود به بازاریابی شبکه ای و گذراندن آموزش ها، نیازی به سرمایه ندارید

 

 

 

 

 

در فصل بعدی به چگونگی کار می پردازیم ...

 

نوشته شده توسط رضا غني پور در دوشنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه

(نظر بدهید.)

فصل دوازدهم

 

 

فصل دوازدهم

 

 

 

چگونگی کار

 

 

صنعت بازاریابی شبکه ای به طوری طراحی شده است که هیچ محدودیتی برای ورود افراد علاقه مند به این کار قائل نمی شود،سرمایه دارید یا ندارید، زن باشید یا مرد، مجرد باشید یا متأهل، پیر هستید یا جوان، شاغل هستید یا بیکارو ...

 

فرقی نمی کند، فقط مهم این است که شما علاقه دارید یا نه ؟

 

 

همکاری

 

در صنعت بازاریابی شبکه ای، بسیاری از زوج ها را با هم در حال شروع کسب و کار می بینیم، به نظر من، این کسب و کار برای زوج هایی که می خواهند با هم و به دلایل زیر وارد کار شوند، عالی است.

 

 

 

 

1-  هر دوی شما می توانید این کار را به صورت پاره وقت شروع کنید.

 

 

2-  ساعت کاری را خودتان و با توجه به برنامه زمانی تان تعیین می کنید.

 

 

3-  این صنعت به گونه ای طراحی شده که خانواده ها در آن موفق ترند.

 

 

4-  بسیاری از موفق ترین مردم در این صنعت، زن و شوهرها هستند.

 

 

5-  آموزش هایی که بسیاری از شرکت های بازاریابی شبکه ای ارائه می دهند، به زوجین فرصت یادگیری و ترقی با یکدیگر را می دهد.

 

 

 

شما در صنعت بازاریابی شبکه ای، آزادی انتخاب دارید

 

 

به گونه ای که می توانید با همسرتان و یا با خانواده تان یک کسب و کار بر پا کنید، اگر مجرد هستید، با دوستان و آشنایانتان این کار را شروع کنید.

                                                                                     

                                                                                 موفقیت از آن شماست

                                                                                      رضا غنی پور

 

نوشته شده توسط رضا غني پور در دوشنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه

(نظر بدهید.) ادامه مطلب

ديگر صفحات

1 2


درباره


رضا غني پور 23 ساله، فوق ديپلم نرم افزار
 

نويسنده
  (13) رضا غني پور

لوگوي ما
<-BlogTitle->


جستجو

  

 

آخرین اخبار اقتصادی
 

آخرین قیمت طلا و سکه
 

قیمت ملک و اخبار مسکن
 



 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه | طراح قالب

 

Powered By iranblog.com Copyright ? 2009 by Ali Bahnamfar
This Themplate  By Irantheme.Com