فصل اول
لطفا مطالب را با دقت بخوانید و عجولانه تصمیم نگیرید
ما از شما دعوت می کنیم تا بخشی از موفقیت دنیا باشید
|
سلام دوستان
10 روش پولدارشدن را به شما می گوئیم، سپس شما کلاه خود را قاضی کنید و بگوئید کدام یک از این روش ها را انتخاب و یا تائید می کنید
|
|
خیلی از آدم ها، آموزش مالی واقعاً به درد بخوری ندیده اند. برای همین، به جای اینکه کسب و کاری برای خودشان راه بیاندازند، دنبال هر روشی را که تبلیغ بشود و جذابیت داشته باشد می گیرند، به این امید که یه پول قلمبه به جیب بزنند !
|
|
اگر می خواهید پولدار شوید، بگردید و راهی را پیدا کنید که بیشترین تناسب را با توانای هایتان داشته باشد
|
|
در روش هایی که اینجا برایتان آورده ایم، بگردید و ببینید که کدام یک با توانایی های شما بیشتر تناسب دارد
|
|
انتخاب با شماست
با تشکر ، مدیریت وبلاگ دانشکده کسب و کار
|
1- می توانید با یک آدم پولدار ازدواج کنید :
این کار، روشی کاملا معمول برای پولدار شدن است ! «خودتون بهتر می دونید که چه تیپ آدمایی ، حاظرن به خاطر پول با یکی دیگه ازدواج کنن..!»
2- می توانید کلاهبرداری کنید :
« مشکل کلاهبرداری، اینه که دور و بری هات هم ، همشون کلاهبردارن ! کار و کاسبی هم که رو اعتماد دوطرف می چرخه. حالا تو چطور می تونی به رفیقای شیاد و حقه بازت اعتماد کنی ؟! خدا می دونه ... . اگه خدایی نکرده تو دنیای کلاهبرداری خطایی ازت سربزنه یا میری زندان یا رفیقای شیادت به شیوه خودشون از خجالتت درمیان !!! »
3- می توانید خساست به خرج دهید :
« پولدار شدن از راه خسیس بازی هم یه روش معموله. این جور آدما به جای اینکه بیشتر به فکر افزایش درآمد خودشون باشن، به فکر اینن که تا می تونن کمتر خرج کنن. برای همین، همیشه وضع زندگیشون خراب تر از اونیه که وسعشون می رسه ! آخرش هم تو فلاکت می میرن ! » همه ما در مورد اینجور آدما داستان های زیادی شنیدیم : آدم هایی که از یک ریال هم نگذشته اند و برای خرید چیزها به ارزان ترین قیمت ممکن، خودشون رو به زحمت می نداختند تا بتوانند پول بیشتری جمع کنند ! ... به نظر من زندگی کردن به این روش واقعا احمقانه است ...
4- می توانید با سخت کار کردن پولدار شوید :
مشکل آنجاست که افرادی که با سخت کار کردن پول درمی آورند، دیگر وقتی برای لذت بردن از پول و ثروت در اختیار ندارند . در واقع ، تنها چیزی که یاد گرفته اند، سخت کار کردن است و اصلا یادشان رفته که چطور می شود از زندگی لذت برد.
« این نوع درآمدا بیشترین سطح مالیاتی رو داره و این قبیل آدما هرچه بیشتر جون می کنن، مجبورن مالیات بیشتری هم بدن.» پس سخت کار کردن برای درآمد، اصلا عاقلانه نیست.
|
در این وبلاگ شما یاد می گیرید که برای درآمدی ، سخت کار و تلاش کنید که هر چه بیشتر دربیارید ، مالیاتش کمتر می شود ...
|
5- هوش، استعداد،جذابیت یا یک مشخصه ذاتی و خدادادی فوق العاده می تواند شما را پولدار کند:
تایگر وودز (Tiger Woods)، استعداد عجیبی در بازی گلف دارد و سال ها در این زمینه تمرین کرده است. اما به یاد داشته باشید که با استعداد یا با هوش بودن هیچ تضمینی برای پولدار شدن نیست. « دنیا پره از آدمای با استعداد که نتونستن پولدار بشن ! مثلا" یه نگاه به هالیوود بندازید ! چقدر هنرپیشه خوشگل و خوش تیپ می بینی که کمتر از آدمای معمولی پول درمیارن »
6- می توانید امیدوار باشید که با خوش شانسی پولدار شوید! :
دنبال شانس رفتن هم، یکی از روشهای مرسوم برای ثروتمند شدن است. همان طور که می دانید ملیون ها نفر، میلیاردها دلار پول را در قمارخانه ها،مسابقات سرعت،کازینو و مسابقات ورزشی، شرط بندی می کنند و همگی به این امید هستند که قرعه فال به آنها بیفتند و پولدار شوند « اما یه چیزی بگما، به ازای هر 1 نفر خوش شانس ، میلیون ها نفر آدم بدشانس هم هست ! اصلا برنده هم بشن ( پولدار بشن از این راه) دوباره پنج سال دیگه تو همین قمارخونه ها پولشون رو به باد می دن و به مفلسی میافتن ! »
7- می توانید با به ارث بردن پولی کلانی، ثروتمند شوید :
در بیست سالگی می توانید حدس بزنید که احیاناً چیزی از این راه ، گیرتان خواهد آمد یا خیر ! « اگه قرار نیست ارثی ببرین، معلومه که باید دنبال راه دیگه ای باشین !»
8- می توانید از طریق سرمایه گذاری ثروتمند شوید :
عمده ترین ایرادی که به این روش می گیرند این است که سرمایه گذاری، پول می خواهد . در واقع اشکال اصلی سرمایه گذاری، جای دیگری است و به ریسک بالای آن مربوط می شود « هممون می دونیم بازار سهام چه وضعی داره ، امروز براتون پول میاره ، فردا هم جیبتونو خالی می کنه ! کسب ثروت از این راه نیاز به سرمایه ، زمان و آموزش مناسب دارد
|
در این وبلاگ شما یاد می گیرید، چطور بدون نیاز به سرمایه و بدون ریسک مالی و با کمترین زمان یک سرمایه دار شوید !
|
9- می توانید از طرق ایجاد یک کسب و کار، پولدار شوید :
بیشتر ثروتمندان از این راه پولار شده اند . بیل گیتس، مایکروسافت رو بنا نهاد؛ مایکل دل، شرکت رایانه ای دل را در اتاق دانشجویی اش راه انداخت. « اما یادتون باشه راه انداختن یه کسب و کار از صفر، یکی از پر مخاطره ترین روش ها پولدار شدنه و هیچ تضمینی برای سوددهی وجود نداره » شما باید پول های کلانی را برای این کار پرداخت کنید و برای گرفتن نمایندگی هم دردسر های زیادی باید بکشید .« ببینین اکثراً، نمایندگی ها با این که خودشون دارن ضرر می دن و لی مجبورن به دفتر مرکزی یا صاحب امتیاز، پول بدن !
قبل از اینکه به سراغ روش شماره 10 بریم می خواستم یه تمایز قائل بشم :
تفاوت میان صاحبان کسب و کار بزرگ و صاحبان کسب و کار کوچک :
تفاوت میان این دو دسته این است که گروه اول، دست به ساختن شبکه می زنند و از این راه پول زیادی به دست می آورند . « تفاوت بین صاحب یه رستوران تو گوشه و کنار شهر و ری کروک، (موًسس مک دونالد) در اینه که مک دونالد، شبکه ای از رستوران های همبرگر فروشیي که تو شهر ها و کشور های مختلف نمایندگی داره، خوب صد در صد درآمدش چندین برابر یک رستوان دار کوچیکه ! » یک بار دیگر بر روی مفهوم شبکه تاکید می کنم . تفاوت میان دو گروه بالا به بزرگی شبکه شان برمی گرد. در حالی که بسیاری از افراد، تنها کاسب های خرده پا می مانند، تعداد کمی هم هستند که شبکه تجاری می سازند. به بیان ساده، ایجاد شبکه کسب و کار روشی است که اغلب پولدارهای جهان، به کمک آن پولدار شده اند.
10- می توانید یک کسب و کار بازاریابی شبکه ای ایجاد کنید :
بازاریابی شبکه ای، یک روش بسیار نوین و انقلابی برای کسب ثروت است به این دلیل که ذاتاٌ با دیگر روش های کسب ثروت، تفاوت دارد. اگر یک بار دیگر 9 روش قبلی را مرور کنید، به این نتیجه می رسیدکه تاکید همه این روش ها بر کسب ثروت به صورت فردی است و به همین دلیل، در تمامشان یک نوع خودخواهی وجود دارد. مثلا فردی را در نظر بگیرید که می خواهد از راه خساست پولدار شود، عملکرد او در نهایت به ثروتمند شدن خودش منجر خواهد شد! یا کسی هم که برای پول، ازدواج می کند تمام فکر و ذکرش پولدار شدن خودش است . گرفتن نمایندگی (کسب و کار بزرگ) ، وقتی اعطای نمایندگی رواج یافت افراد بیشتری این امکان رو پیدا کردند که مالک کسب و کار گردند و ثروتمند شوند. ولی همه می دانیم که بیشتر نمایندگی ها به کسانی اعطا می شود که پول و سرمایه بیشتری دارند. مثلا در حال حاظر برای گرفتن نمایندگی مک دونالد بیش از یک میلیون دلار پول می خواهد.
البته من اصلا با این روش ها مخالف نیستم و به هیچ وجه فکر نمی کنم که کسانی که از این راه پولدار شده اند انسان های کلاهبرداری هستند . تمام حرف من این است که در اکثر این موارد در نهایت، یک نفر ثروتمند می شود و افراد زیادی نمی توانند از خلال این روش ها پولدار شوند و مشکل اساسی برخی از این روش ها هم این است که فرد احتیاج به سرمایه زیاد و زمان طولانی دارد تا به ثروت برسد
|
بازاریابی شبکه ای یک روش جدید و انقلابی برای کسب ثروت است
|
من این روش را از بقیه جدا کردم چرا که :
این روش با روش های قبلی واقعا تفاوت دارد. بازاریابی شبکه ای روش بسیار جدیدی برای تقسیم ثروت میان همه کسانی است که واقعا می خواهند ثروتمند شوند و برای همگان این امکان را فراه می آورد که در کسب ثروت سهیم شوند. به مظر من یک روش کاملا مردمی برای ایجاد ثروت است و هر کسی که علاقه داشته باشد می تواند وارد این سیستم شود.
برای این سیستم اهمیت ندارد که شما در کدام دانشگاه درس خوانده اید، یا اصلا مدرکی دارید یا نه، درآمدتان چقدر است یا اصلا سرمایه دارید یا ندارید، مرد هستید یا زن، سیاه یا سفید، قیافه تان چه شکلی است، والدین شما چه کاره اند و ... .
این روش فقط به علاقه و اشتیاق شما اهمیت می دهد، که چقدر مشتاق یادگیری، تغییر و رشد هستید و آیا استقامت و جسارت لازم برای تبدیل شدن به یک مالک کسب و کار و یک سرمایه دار را دارید ؟
|
امروزه روش های زیادی برای ثروتمند شدن وجود دارد . بهترین روش برای پولدار شدن، پیدا نمودن راهی است که با خواسته های شما تناسب دارد.من معتقدم که این نظام کسب و کار (بازاریابی شبکه ای) برایتان مناسب است. به همین دلیل است که ما اسن این وبلاگ را گذاشته ایم : دانشکده کسب و کار ، برای آنان که دوست دارند به دیگران کمک کنند . اگر کمک کردن به دیگران، برایتان کار راحتی نیست، حداقل 9 روش دیگر برای انتخاب شما، دراین وبلاگ وجود دارد.
|
افق فکری محدود من ! :
شش – هفت ماه پیش منو به یه جلسه دعوت کردن که در منزل یکی از دوستان برگزار می شد، به من گفتن که در مورد یک کسب و کار خوب جلسه داریم، در منزل یکی از مشاوران (اعضاء) شرکته ، تو هم بیا، پیش خودم گفتم که اگه یه کار دست و حسابیه،پس چرا تو خونه برگزار کردن ؟ مگه دفتر دستک ندارن ؟!
ولی با همه این حرفها از سر کنجکاوی، رفتم به قول معروف هم فال بود و هم تماشا !
اون جلسه، شروع آشنایی من با دنیای بازاریابی شبکه ای بود
جلسه معرفی ، 1 ساعت طول کشید و من با صبر و حوصله، به توضیحات گوش کردم. حرف های زیادی زده شد(مثل حرفایی که در روش شماره 10 گفته بودم) با اکثر این صحبتها موافق بودم ولی در مورد اینکه به جای یک نفر میشه خیلی های دیگه هم پولدار بشن، زیاد سردر نمیاوردم، راستش من تو کار خودم موفق بودم و فکر می کردم کسب و کار هر کس از عهده ثروتمند کردن دیگران برنمیاد به هر حال با عقل من جور در نمیاد !
خلاصه آخر کار، دوستم گفت : « خب ! نظرت چیه، چطور بود ؟» گفتم :« جالب بود ولی من نیستم ! » وقتی خواست که بیشتر توضیح بدم، گفتم : « من تازه دارم تو کار خودم راه می افتم، اصلا چرا باید بیام به دیگران کمک کنم ؟ »
بعد گفت : « تازه بیشتر این شرکت های بازاریابی شبکه ای، هرمی هستن و کلی پول ازت می گیرن و دولت اونا رو ممنوع کرده ؛ بابا این شرکتی که ما میگیم کارش قانونیه و دولت هم قبولش کرده و از تو سرمایه یا پولی بابت شروع کارت نمی خواد» ...
قبل از اونکه بتونه چیز دیگه ای بگه، سوار ماشین شدم و از اونجا رفتم ... !
یکی – دو ماه بعد یکی از دوستانم رو دیدم، اون دوستم اسم رضا بود خیلی اوضاع مالیش خوب بود و به قول معروف دستش به دهنش می رسید و تا به حال نشده بود که ازش بپرسم این درآمد بالایی که داری از کجاست و چطور بهش رسیدی ؟
اون گفت : « من تو کار بازاریابی شبکه ای ام، تو می خوای با هم همکاری کنیم ؟ »
من بهش خیلی اعتماد داشتم و می دونستم کاری رو بدون دلیل انجام نمیده
ازش پرسیدم : « چرا ؟ تو که وضع مالیت خوبه ! »
گفت : « من عاشق کارهای گروهی ام ، دوست دارم یک گروه تشکیل بدیم و موفقیت گروهی داشته باشیم ، چون اگه تنهایی و به صورت فردی می خواستم کار کنم، تا عمر داشتم باید جون می کندم و سگ دو می زدم ولی باز هم به این استقلال مالی نمی رسیدم ! من با این کار فعالیت جسمی خودم رو کم کردم و با ذهن و فکرم در زمان کوتاه به درآمد بالا رسیدم در حالی که تمام افراد گروهمان هم به این استقلال مالی رسیدن »
افق های ذهنی نوین
از اون روز به بعد ذهنیت من نسبت به این نوع فعالیت تغییر کرد ...
وقت هایی که خالی داشتم رو اختصاص دادم به مطالعه و تحقیق روی بازاریابی شبکه ای .
هر بار که کسی، به جلسه ای دعوتم می کرد ، برای شنیدن حرف هایشان هم که شده می رفتم و در جلسه شرکت می کردم ، فعلا هدفم کسب درآمد از این راه نبود ، سعی داشتم با نقاط مثبت و منفی هر شرکتی که با این روش فعالیت می کنه از نزدیک آشنا بشم .
بعد از برسی چند شرکت، متوجه نقاط ضعفی شدم که هر کسی در برخورد اول آنها را می بیند. برای مثال، نخاله هایی هستند که با هدف تبلیغ کالاهای خود و قالب کردن آنها به دیگران وارد این کار شده اند، البته این هم حقیقت دارد که یک عده آدم خیالباف، کلاهبردار یا شکست خورده جذب این کسب و کار می شوند
متاسفانه ویا خوشبختانه درش تقریبا به روی همه باز است !
|
سیاست کسب و کار بازاریابی شبکه ای، سیاست درهای باز است
|
پس از پشت سر گذاشتن تعداد زیادی از مقلد ها و کلاهبردارها و خیالباف ها، سرانجام توانستم برخی از راهبران را ببینم.آنها باهوش ترین،مهربانترین و حرفه ای ترین انسان هایی بودند که در هیچ یک از شرکت هایی که قبلا رفته بودم ندیده بودم، ملاقات با آنها باعث شد درک تازه و عمیقی نسبت به این صنعت پیدا کنم. حالا می توانستم چیزهایی را ببینم که قبلا قادر به دیدنشان نبودم و خوب و بد این کار را به خوبی درک کنم. این افراد از اعضاء شرکت ( ... ) بودند.
در فصل های بعدی به این شرکت و نحوه فعالیت آن می پردازیم ...